محمد تقي الأستر آبادي
119
شرح فصوص الحكمة
پيدا شود ، دفع آن بر خردمند آسان باشد . و اين سخن اگر تمام بود ، ابن كمونه درين رخنه نتواند كرد به مزخرف خود ، كه باعث تفاخر « 142 » شياطين است . اين است منتهى سخن درين مقام ، و نعود إلى الكتاب . چون معلّم گفت وجوب وجود معنى جنسى نيست ، بل متشخّص بذاته است و واحد كه دويى در او تصوّر نتوان كرد ، شروع كرد در دليلى بر عدم انقسام مطلقا واجب الوجود را ، و گفت :
--> ( 142 ) - م : « آسان بود تفاخر ( كم دارد ) .